سيد محمد كمره اى

31

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

رسمى تفاوت نمىگذارى البته برويد ، چه ضرر دارد ؟ و اگر غير اين است نبايد برويد . بعد خيلى صحبت از ترغيب ورود من به تشكيلات كه قسمى وارد شويد كه ملاحظه ميل شما هم شده باشد . عرض كردم همان قسمى كه سابق عقيده داشتم كه اگر رأى در تشكيلات مدخليت ندارد نبايد بيست و سى نفر جمع شده رأى به تشكيلات را قطع نمايند . خودشان با هر [ عضو ] معتقد به تشكيل ، حوزه‌بندى نمايند و الزام و اجبار به ديگران را كنار بگذارند و اگر رأى در تشكيلات و عدم تشكيلات كه دو حس ضد در افكار افراد فرقه توليد شده لازم است پس عموم افراد فرقه را موافق احصائيه سابق دعوت و دو كنفرانس كه دو نفر از لزوم و عدم لزوم تشكيلات ، منظما بدون هرج‌ومرج كرده عموم را تا دو سه روز به جهت فكر و شور از او گذاشته ، بعد بيايند رأى بدهند . آن‌وقت بنده اطاعت صرف از اين قطع اكثر خواهم كرد ، يا يك پلوئى به ماها بدهند تا حق نمك بلكه چشم و گوش ما را بگيرد شايد معتقد به لزوم تشكيل بشويم ! شام نان و پنير و شيره و برانى برگ چغندر ، من و احمد « 1 » خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] صبح جمعه 19 رجب . - صبح حمام رفته آمدم ديدم آقاى امير حشمت و آقا ميرزا حسين تشريف آورده مدتى معطل بودند . بعد نشسته ، ميرزا حسين خان صحبت آمدن ميرزا على اكبر خان و دكتر حسن خان براى تشكيل حوزه را نمودند . آقاى امير حشمت هم مرام جديد اعتداليون را كه براى دعوت ايشان آورده بودند ارائه دادند . قدرى صحبت متفرقه فرقه‌اى با آمدن آقاى اعتماد الشريعه و آقا شيخ على اصغر و اعمال و اقوال تشكيليون شد . ساعت سه ربع از دسته رفته ، آقا مشهدى حسين باغبان هم به جهت بيل زدن و اصلاح باغچه‌ها آمد . چون كسل بودم ناهار نخورده ، قدرى با اصلاح باغچه‌ها مشغول ، بعد خوابيده ، بعد چايى خورده بيرون آمدم ، رفتم منزل شاهزاده ناصر الدوله پيرمرد . آدمش گفت تشريف ندارند . رفتم منزل آقاى مشير نظام . تا نزديك غروب آنجا بودم . حكايت مسافرت در كلهر و لخت نمودن و ساير گرفتارىها را نقل نمود . من هم اوضاع از دو ماه پيش طهران را گفتم . معلوم شد ايشان هم عقيده به تشكيلات ندارند . بعد بلند شده رفتم منزل صدر العلماء خراسانى كه تفصيل سفارش او را به آقا شيخ محمد بروجردى بگويم ، نبودند .

--> ( 1 ) . احمد تنها فرزند ذكور و ارشد سيد محمد كمره‌اى ( 1342 - 1277 ش ) .